۴ نتیجه برای نخعی
سمیه نخعی، راضیه قادرسارانی، زهرا روزرخ، عباس میر،
دوره ۱۳، شماره ۱۷ - ( ۶-۱۴۰۱ )
چکیده
پیش زمینه و هدف: ارتقاء تدین و دیانت در میان دانشآموزان امری بسیار حائز اهمیت و کلیدی محسوب میگردد که میتواند نتایج کلیدی را در تربیت شخصیتهای برجسته برای آینده هر کشوری به دنبال داشته باشد. پژوهشهای پیشین تاثیر فاکتورهای دینداری را در مورد ویژگیهای شخصیتی مورد بحث و بررسی قرار داده است، اما تا به حال پژوهشی یافت نشده است که نقش دین و مذهب را از منظر داستانهای قرآن بر فاکتورهای شخصیتی افراد بررسی کند. لذا این پژوهش با در نظر گرفتن این خلأ در پیشینههای پژوهش به دنبال بررسی این امر است که آیا قصص قرآنی میتواند بر بعضی از فاکتورهای شخصیتی دانشآموزان مانند تابآوری، مهارتهای ارتباطی و هویت دینی آنان تاثیر بگذارد یا خیر
مواد و روش کار: روش تحقیق پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل میباشد. در این طرح دو گروه آزمودنی مورد مطالعه بودهاند به این معنی که در مرحله اول افراد به دو گروه(A و B) تفکیک شدند. در مرحله بعد یک گروه آزمایشی در معرض آموزش و مطالعه داستانهای دینی قرار گرفته در حالی که گروه کنترل تحت هیچ آموزشی قرار نگرفت. پس از آموزشهای یاد شده مجددا افراد هر دو گروه تحت آزمون(پسآزمون)قرار گرفتند(پرسشنامه تابآوری، مهارتهای ارتباطی، هویت دینی). جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشآموزان دختر متوسطه دوره اول آموزش و پرورش شهرستان زابل میباشد که بر اساس آمار اخذ شده برابر ۲۷۰ کلاس با ۵۵۰۰ نفر میباشد. با توجه به آمار موجود در آموزش و پرورش که معدل سالانه تحصیلی کلیه مدارس اخذ شده بود، با توجه به اینکه امکان تجمیع دانشآموزان از تمام مدارس شهرستان در یک فضا به جهت مشکلات اجرایی و اخذ مجوز ممکن نبود، پایه هشتم سه مدرسه که مطابق با نظر مشاوره آموزش و پرورش شهرستان احتمالا از وضعیت ارتباطی ضعیفتری برخوردار بودند و در نیمسال دوم تحصیلی ۱۴۰۰-۱۴۰۱ مشغول به تحصیل بودند از بین مدارس شهرستان انتخاب شدند. پس از انتخاب این سه مدرسه دانشآموزان از هر مدرسه ۳۰ نفر از دانشآموزان کلاس هشتم به شکل تصادفی انتخاب شدند.
یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل آماری نشان داد، مداخله آموزش قصص قرآن باعث ایجاد تغییرات آماری معناداری در بهبود مهارت ارتباطی، هویت دینی و تاب آوری دختران نوجوانان گروه آزمایش شده است
بحث و نتیجه گیری: نهایتا با توجه به نتایج بدست آمده میتوان به آموزش و پرورش پیشنهاد داد که در تدوین کتب قرآنی مدارس، از وجود قصص قرآن در محتوای این کتب استفاده بیشتری شود. همچنین میتوان از این پژوهش در مورد گروههای خاص مانند مراکز نگهداری کودکان بدسرپرست و بی سرپرست، مراکز و کانونهای تربیت کودکان نیز استفاده کرد.
سمیه نخعی، فاطمه امینیصفت، معصومه صفاییمجد، رضا ایمانخواه،
دوره ۱۳، شماره ۱۷ - ( ۶-۱۴۰۱ )
چکیده
سابقه و هدف: شواهد نشان داده است که داشتن افکار مثبت با تاثیری که بر روی میزان خودباوری افراد دارد منجر به بهبود یادگیری در افراد و شکلگیری عزتنفس افراد میشود لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط میان داشتن افکار مثبت و احساس خود باوری و یادگیری فعال صورت پذیرفت.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر به صورت مقطعی از نوع توصیفی- تحلیلی بر روی تعداد ۱۹۰ دانشآموز پایه هفتم، هشتم و نهم مدارس شهرستان زهک، سیستان و بلوچستان، در سال ۱۴۰۱ انجام پذیرفت. دانش آموزان با استفاده از پرسشنامه های حاوی سوالات مربوط به افکار مثبت، خودباوری و یادگیری فعال مورد ارزیابی قرار گرفتند. در نهایت داده ها وارد نرم افزار SPSS V۲۲ قرار گرفته و آنالیز شدند.
یافته ها: میانگین سنی شرکت کنندگان ۸۷/۰ ± ۲۴/۱۴ سال و کمترین و بیشترین سن به ترتیب ۱۳ و ۱۶ سال بود. ۵/۵۰٪ دانشآموزان دختر بودند. نتایج حاکی از آن بود که بین متغیر نمره افکار مثبت افراد شرکت کننده در مطالعه حاضر و نمره خودباوری آنها همبستگی معنی دار مشاهده شد(p=۰,۰۰۰ ، r=۰,۶۷۴) در نتیجه مشخص شد که با افزایش نمره افکار مثبت دانش آموزان، میانگین نمره خودباوری آنها نیز افزایش مییافت. همچنین همبستگی قابل ملاحظه ای میان نمره افکار مثبت با متغیر یادگیری فعال دانش آموزان یافت شد(p=۰,۰۰۰ ، r=۰,۷۱۲) به طوریکه دانش آموزانی که نمره افکار مثبت بالاتری داشتند به طور قابل ملاحظه ای میانگین نمره یادگیری فعال بیشتری نیز داشتند. حال آنکه میان متغیرهای سن و پایه تحصیلی دانش آموزان با نمره افکار مثبت، خودباوری و یادگیری فعال مشاهده نشد. با اینحال دانش آموزان دختر نمره افکار مثبت بالاتری نسبت به دانش آموزان پسر داشتند (P= ۰,۰۰۷) اما میانگین نمره دریافتی خودباوری و یادگیری فعال در دو جنس تفاوت قابل ملاحظهای نداشت(P>۰,۰۵).
بحث و نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که داشتن افکار مثبت در دانش آموزان با افزایش میزان خودباوری و یادگیری فعال آنها همراهی دارد.
سمیه نخعی، علی اکاتی، حجت رنجبر نوری، عباس میر،
دوره ۱۳، شماره ۱۷ - ( ۶-۱۴۰۱ )
چکیده
هدف از این پژوهش ارزیابی تاثیر کنترل هیجان بر مثبت اندیشی اضطراب اجتماعی دانشآموزان بود. روش پژوهش حاضر نیمهآزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعهآماری پژوهش شامل دانشآموزان مقطع متوسطه دوم مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی مراجعه کننده به مراکز آموزشی و بالینی شهر زاهدان در سال تحصیلی ۱۴۰۱- ۱۴۰۰ بود. از بین جامعه آماری ۴۰ دانشآموز به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و در ادامه هر یک از آنها به روش نمونهگیری تصادفی در دو گروه آزمایش (۲۰نفر) و کنترل (۲۰نفر) جایگزین شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه مثبت اندیشی اینگرام و ویسنیکی، پرسشنامه اضطراب اجتماعی لاجرسا و آموزش کنترل هیجان بود. آموزش کنترل هیجان به صورت ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای به گروه آزمایش ارایه شد، اما گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. دادههای پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تجزیه و تحلیل یافتههای پژوهش نشان داد که کنترل هیجان در مثبت اندیشی اضطراب اجتماعی دانشآموزان موثر است؛ به گونهای که افراد مورد مطالعه در گروه آزمایش در مرحله پس آزمون به طور معناداری مثبت اندیشی بیشتر و اضطراب اجتماعی کمتری دارند) ۰۰۵/۰>(p. با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش پیشنهاد میشود که از کنترل هیجان به عنوان یکی از درمانهای کمکی موثر در بهبود مثبت اندیشی و کاهش اضطراب اجتماعی دانشآموزان استفاده شود.
سمیه نخعی، سمیرا پودینه بحری، فاطمه صابر شهرکی، مرتضی سرگلزایی،
دوره ۱۴، شماره ۱۸ - ( ۹-۱۴۰۱ )
چکیده
مقدمه: رفتارهای پرخطر جوانان یکی از مهمترین مسـائل بهداشـتی و اجتماعی جوامع کنونی است که بر فرد، خانواده و جامعه تـأثیر مـیگـذارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه نظارت وکنترل والدین و اعتقادات دینی با گرایش به رفتارهای پر خطر در نوجوانان صورت پذیرفت. روش: روش پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی بود. جامعهآماری پژوهش کلیه نوجوانان ۱۶ تا ۱۸ سال شهر زابل در سال ۱۴۰۱ بودند که به روش نمونهگیری در دسترس تعداد ۱۵۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از ابزارهای کنترل والدین (کمپیز وهمکاران، ۱۹۸۶) سنجش اعتقادات دینی (زارع و امین پور، ۱۳۹۰)و خطرپذیری نوجوانان ایرانی (زاده محمدی و همکاران، ۱۳۹۰) استفاده شد. دادههای پژوهش با روش های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه در نرمافزار SPSS نسخه ۲۴ تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها: بین نظارت خانواده وگرایش به رفتارهای پر خطر ارتباطی وجود ندارد زیرا مقدار معناداری بیشتر از ۰۵/۰ کسب شده است .اما بین اعتقادات مذهبی و گرایش به رفتارهای پر خطر ارتباط وجود دارد از آنجا که علامت ضریب همبستگی مثبت و مقدار آنها به مقدار یک نزدیک است. نتیجهگیری: بـازداری عامـل مهمی است که میل به خطرجویی را شدت میبخشـد. و همچنین تقویت باورهای دینی به انجام مناسک .دینی، نقش مهم و پررنگـی در پیشگیری از رفتارهای پرخطر دارد.